أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

14

قانون ( فارسى )

كشند . اوقاتى كه بيشتر از هر وقتى بيمار تب‌زده را ناتوان مىكند ، هنگام شروع نوبت بيمارى و مرحلهء نهايى بيمارى است . وقت افزايش حالت تب را - كه مرحلهء دوم ذكر كرديم - مىتوان به دو قسمت اوّلى و دومى تقسيم كرد : قسمت اوّلى يا واضح‌تر بگوييم نيمهء اوّل از اين مرحلهء دوم از وقتى شروع مىشود ، كه نبض بيمار آشكارتر ، بزرگ‌تر و سريع‌تر مىشود ، و حرارت تب به طور متساوى سراسر بدن را در بر مىگيرد . نيمهء دوم مرحلهء دوم وقتى است كه حرارت بدن - كه به‌طور متساوى سراسر بدن را دربرگرفته است - رو به افزايش باشد و آن به آن شدّت بيشترى بيابد . - وقت انتهاى حالت نوبه را چگونه بشناسيم ؟ - حرارت منتشره در سراسر بدن كه از مرحلهء دوم و هر دو نيمهء آن به حد شدت رسيده است و روىآورهاى اين حرارت فراگيرنده درحالىكه هست مىماند و افزايش و كاهش نمىيابد . اضافه بر آن نبض بيمار در منتها درجهء درشتى است و سرعت و پياپىزدنش شدت بيشتر مىيابد . - نشانيهاى سر وقت شروع پايين آمدن حالت تب چيست ؟ - براى شناسائى حالت پايين آمدن نوبت تب علامتهايى هست ، كه از اين قرارند : 1 - حرارت فراگيرندهء تن كاهش مىيابد . 2 - نبض بيمار به حالت طبيعى بازمىگردد . 3 - ممكن است تن بيمار عرق كند و حالت تب رخت بربندد . گاهى رخ مىدهد كه بيمار در حال مرگ به حالتى شبيه آنچه كه براى پايين آمدن نوبت تب ذكر كرديم درمىآيد ، درحالىكه بيمار رودرروى مرگ قرار گرفته است . تو نبايد اين حالت را براى شناسايى حالت شروع پايين آمدن تب نمونه قرار دهى ! بايد فكرت همگى متوجه نبض بيمار باشد ، آيا چه وقت نبض درشت مىزند ؟ كى نبض نيرومند است ؟ حالت طبيعى دارد ؟ يا غير طبيعى است ؟ و خلاصه اينكه قياس خود را بر نبض پايه‌گذارى كن ! و اگر مىخواهى مثالى بياورم ، بگذار مثال ما تب نوبه باشد . در اكثر حالت تب نوبه - كه شروع مىشود - لرزشى در اندام بيمار حس مىشود . بعد از حالت چندش و لرزش ، لرز همراه سرما رخ مىدهد . بعد از آن لرزش كم مىشود و سرما كاهش مىيابد و بدن بيمار شروع به گرم شدن مىكند . گرما به‌طور مساوى سراسر بدن را فرامىگيرد و شروع به افزايش مىكند و سپس از افزودن بازمىماند و متوقف مىشود . بعد از آن كم‌كم گرماى بدن كاهش مىيابد تا حالت تب به كلى دست‌بردار مىشود . اين را نيز بدان ! كه به درازا كشيدن مدت بيمارى تب احتمالا سببهايى دارد كه از اين قرارند : 1 - شايد مادهء بيمارىزا در اندازه بسيار است . 2 - يا مادهء سبب بيمارى پرمايه و غليظ است .